به بهانه سالروز ملی شدن صنعت نفت: از مصدق قهرمان تا مصدق خائن!

:: به بهانه سالروز ملی شدن صنعت نفت: از مصدق قهرمان تا مصدق خائن!

آرش شعاع شرق/ بی شک دکتر محمد مصدق یکی  از بزرگترین  و برجسته ترین شخصیت های سیاسی تاریخ معاصر ایران است . بزرگمردی از خاندان قاجار ولی متمایز از پادشاهان بی کفایتش.
وی چندین و چند دوره نماینده مردم تهران در مجلس ، رهبر وبنیانگذار جبهه ملی ایران و صاحب دهها سمت دولتی دیگر و تحصیل کرده در شهر نوشاتل سوئیس بودکسی که بیش از 70 سال از عمر خود را در راه خدمت وطن گذراند .

به راستی که از پاکبازان عرصه ی سیاست بود و با قرارداد ننگین 1919 وثوق الدوله مخالفت و صدها خدمت فراموش نشدنی به ایران کرد.در اواخر دوره ی زمامداری دکتر مصدق اندکی پس از واقعه ی خونین سی هم تیر 1331 (حدود دی ماه 1331) زمانی که طرح تمدید لایحه اختیارات شش ماهه دکتر مصدق مطرح شد اختلافات آیت ا... کاشانی با وی  نیز آغاز گردید.

تخریب شخصیت و تحریک نمایندگان مخالف علیه مصدق از جانب کاشانی سبب بروز حوادثی ناگوار همچون ناکام ماندن انقلابی که شاید مسیر تاریخ ایران را عوض می کرد گردید.منظور از انقلاب ناکام ماندن ایران  وقایع و رویدادهای نهم اسفند 1331 است. روزی که شاه قصد عزیمت از کشور را داشت عزیمتی شاید همیشگی . در آن روز حضرات آیات بهبهانی و کاشانی و دیگر علما و زعما نظر حجة الاسلام شمس قنات  آبادی و حائری زاده  و دیگر مخالفان مصدق به دست بوسی شاه شرفیاب شدند و از وی تقاضای عاجزانه کردند که سفر خود را به زمانی دیگر موکول کند.
در این باب از نقش کاشانی در ناکام ماندن مسافرت اعیحضرت همایونی که مدارک و اسناد آن به طور کامل موجود می باشد نمی توان غافل شد. کاشانی و دکتر مظفربکایی کرمانی (نماینده مردم تهران و کرمان در مجلس هفدهم) فکر می کردند که مصدق شاه را از کشور بیرون می کند، چاقوکشها وبزن بهادرهای خود را جلوی خانه مصدق فرستادند تا در میان مردم ایجاد رعب و وحشت کنند. در آن روز کاشانی دو نامه در حمایت از محمد رضا پهلوی نوشت و منتشر کرد. بخشی از آن نامه بدین شرح است «مردم هشیار باشید ! شاهنشاه محبوب و دموکرات ما در اثر تصمیمات خائنانه عده ای (یقیناً منظور کاشانی ، مرحوم دکتر مصدق بود) قصد ترک کشور را دارند... بدانید که اگر شاه برود  هر چه داریم با او خواهد رفت. بر پا خیزید و مانع سفر شاه شوید از او بخواهید نظرش  را تغییر دهد . امروز حیات و استقلال ما به شخص اعلیحضرت محمد رضا شاه و نه هیچ فرد دیگری بستگی دارد.»(منبع : روزنامه کیهان نهم استفند 1331) یا (روزنامه اطلاعات : نهم اسفند 1331 ـ چاپ دوم)

در رابطه با وقایع نهم اسفند 1331 شعبان جعفری (چاقو کش معروف درباری ) طی مصاحبه ای عنوان می دارد . «در روز نهم اسفند 1331 آیت ا... کاشانی به من گفت : بروید شاه دارد از مملکت می رود بیرون ...  بروید ونگذارید که شاه برود ... اگر شاه برود عمامۀ ما هم رفته است.»

(منبع : خاطرات شعبان جعفری ـ چاپ اول ـ هما سرشار صفحه 123).

این موضوع چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ آیا شخص محمد رضا شاه بیشتر صلاحیت اداره امور مملکت را داشت یا مرحوم مصدق ؟

آیا مصدق نزد مردم محبوبیت بیشتری داشت یا محمد رضا شاه ؟ بگذریم از این موضوع که «40 درصد سهام کنسرسیوم نفت ایران به ازای دستخط عزل مصدق واگذار گردید و چون باز کودتا علیه مصدق ناکام ماند سی صد و نود هزار دلار آمریکا بین علما ی فاسد و امراء و افسران بی ایمان تقسیم گردید و به هر یک از آن مردم عادی کشور که مورد توجه شاهنشاه بودند از این اعتبار مبلغ ناچیزی رسید که همه یک دل و یک زبان زیر نظر آن افسارات و درجه داران به غارت خانۀ مصدق پرداختند.»
 (منبع : خاطرات و تألمات ـ تألیف مرحوم محمد مصدق . صفحات 337 , 338).

ثریا اسفندیاری ملکه سابق ایران نیز در رابطه با سفر شان در نهم اسفند 1331 اینگونه  می نویسد : «... شب عزیمتان ، من مغموم در مبلی فرو رفته بودم و با نگاهم سراسر  این سالن و گوشۀ آن را سیر می کردم سالنی که شخصاً تزئنش داده بودم و کوچکترین قطعات و و سایل آن را خودم انتخاب کرده و به دست خود چیده بودم. رئیس تشریفات وارد شد و اطلاع داد که یکی از معتمدین آیت ا... کاشانی می خواهند مرا ببینند.

فوراً او را پذیرفتم. مرد در برابرم سر فرود آورد و گفت : علیا حضرت ! شنیده ایم شما قصد ترک مملکت را دارید . آیت ا... کاشانی امیدوار است که شما از همۀ نفوذ خود برای انصراف شاه از تصمیم خود استفاده کنید.»(منبع : کاخ تنهایی ـ صفحات 158 , 159 ـ ثریا اسفندیاری) به راستی اگر اصرار افرادی چون آیت ا... کاشانی مبنی بر عدم مسافرت شاه صورت نمی گرفت چه رخ می داد ؟ علت طرفداری  بیش از حد کاشانی از محمد رضا پهلوی چه بود ؟

آقای کاشانی در اواخرفروردین 1332 با مجله کثیر الانتشار "المصور"چاپ قاهره مصاحبه ای انجام دادند که خواندن بخشهایی از آن خالی از لطف نیست. این مصاحبه در اردیبهشت 1332 به زبان فارسی در مجله  خواندنیها به چاپ رسیده است.
مصاحبه کننده در بخشی از مصاحبه در رابطه با شخص شاه سوال می کند وکاشانی در جواب می گوید: «شاه فعلی ایران 12 سال است که سلطنت می کند و من طی این 12 سال با آنکه اخیراً مقام ریاست مجلس را هم به عهده گرفتن هنوز شاه را ملاقات نکرده ام ، (!) شاه خیلی با فاروق تفاوت دارد پادشاه ایران نه مانند فاروق هوس باز است نه دیکتاتور و مستبد (،) شاه ایران یک مرد تربیت شده و عاقل است (!)»(منبع : مجموعه مکتوبات ، سخنرانیها و پیامدها.جلد سوم صفحه 322 محمد دهنوی ـ تیر ماه 1362 ـ انتشارات چاپخشی یا مراجعه کنید به مجله خواندنیها اردیبهشت 1332)

واقعاً خجالت آور است که آقای کاشانی چنین حرفهای دروغی جهت تحریف تاریخ و گمراه کردن نسلهای آینده بیان داشته اند. آیا همین محمد رضا پهلوی  دیکتاتور نبود که وی را به لبنان تبعید کرد؟ آیا همین محمد رضا پهلوی فاسد نبود که یکسال بعد از سقوط دولت مصدق، کاشانی را خانه نشین کرد ؟ آیا محمد رضا پهلوی آن زمان که کاشانی مریض بود به دیدارش نرفت ؟ پس چگونه وی مدعی می شود که من طی این 12 سال هنوز شاه را ملاقات نکرده ام ؟ با نگاهی به دفتر ملاقاتهای دربار پهلوی متوجه خواهید شد که آیا مصدق بیشتر به دیدن شاه می رفت یا کاشانی؟

نورالدین کیانوری در رابطه با کاشانی می نویسد : «آیت ا... کاشانی و نزدیکانش بارها از شاه تعریف های خلاف واقعیت کرده اند. آیت ا... کاشانی نه تنها جبهه طرفدار شاه در توطئه نهم اسفند بود بلکه ترتیب دهنده تظاهراتی بود که هدف آن کشتن مصدق بود آیت ا... کاشانی چرا زاهدی را که مصدق دستور توقیف او را داده بود تحت نظارت خود مخفی کرد ؟»(منبع خاطرات نورالدین کیانوری ـ چاپ اول ـ صفحه 253)

چرا کاشانی از دکتر مظفر بقایی صحنه گردان اصلی قتل سرتیپ فقید مرحوم افشار طوس رئیس شهربانی حکومت مصدق دفاع کرد و بدون انجام تحقیقات وی را بی گناه اعلام کرد؟

به زعم نگارنده هزاران سئوال و چرای بی جواب دیگر وجود دارد که اگر بخواهیم به طرح آنها بپردازیم در این مختصر نمی گنجد وخود سلسله مقالاتی جداگانه می طلبد که متاسفانه بنا به دلایلی که از ذکر آن معذوریم از این کار اجتناب خواهیم کرد. پس به همین قدر ارایه مستندات اکتفا نموده و بحث را دنبال می کنیم.

 کاشانی پس از آن همه اقدام علیه مصدق در 27 مرداد 1332یعنی درست شب کودتای 28 مرداد نامه ای به دکتر مصدق می نویسد که متن کامل آن بدین شرح است : «حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دکتر محمد مصدق دام اقباله . عرض می شود گرچه امکانی برای عرایظم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم  اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علیرغم غرض ورزیها و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتان بهتر از هر کس می دانید که هم و غمم  در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقاء آن مایل نیستید. از تجربیات روی کار آمدن قوام و لج بازی های اخیر بر من مسلم است که می خواهید مانند سی ام تیر کذایی یکبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لکه حیض کردید. خانه ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد بستید وحالا نه مجلسی است نه تکیه گاهی برای ملت گذاشته اید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگهداشته بودم با لطائف الحیل خارج کردید و حالا همانطور که واضح بوده درصدد به اصطلاح کودتا است. اگر  نقشه شما نیست که مانند سی ام تیر عقب نشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون هم گوشزد کردم که آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسیها کمک کرد و حالا به صورت ملی و دنیا پسندی می خواهد به دست جنابعالی  این ثروت ما را به چنگ آوردو اگر واقعاً به دیپلماسی نمی خواهید کنار بروید این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با  وجود همه بدیهای خصوصی تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچگونه عذر موجهی نباشد.

اگر به راستی در این فکر اشتباه می کنم ؛با اظهار تمایل شما سید مصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت می فرستم . خدا به همه رحم بفرماید. ایام به کام باد. سید ابوالقاسم کاشانی 27 مرداد 32».(منبع : آیت ا... کاشانی و آخرین روزهای حکومت دکتر مصدق ـ انتشارات دایره تبلیغات نیروی دریایی ـ صفحه 18,  19)

دکتر مصدق که از حسادت و کار شکنی های کاشانی با خبر بود و می دانست که دیگر کار از کار گذشته و عقیده بر این داشت که اگر هر چه مردم بخواهد همان می شود اینگونه جواب  کاشانی را داد.«مرقومه حضرت آقا به وسیله آقای حسن آقا سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام دکتر محمد مصدق»(منبع : روحانیت ـ و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت ـ صفحه 36).

آری مصدق از واژه "مستظهر" به معنی "یاری خواهنده "استفاده نمود. و به کاشانی فهماند که من پشت گرم شما نخواهم شد و هر  چه مردم بخواهند. همان خواهد شد .
 ولی متاسفانه روزنامه ایران مورخ چهارشنبه 30 تیر 1389 سال شانزدهم شماره 4556 در بخش سیاسی خود واژۀ مستظهر یعنی "آگاه و مطلع" معنی کرد و از این طریق و با تحلیلی نابخردانه وی را به «احساس استغنا»کردن محکوم کرد. (منبع : روزنامه ایران ـ ویژه تاریخ انقلاب اسلامی ، سال شانزدهم، شماره ی 4556 ـ سی ام تیر 1389 ـ 9 شعبان 1431 ـ 21 جولای 2010)

متاسفانه ماجرای کاشانی و مصدق به اینجا ختم نشد و کاشانی درست دو هفته بعد طی مصاحبه ای با روزنامه کیهان عنوان داشت : «مصدق مرتکب خیانت بزرگی شده و شایسته مجازات مرگ است .» (منبع : روزنامه کیهان ـ 23 شهریور 1332 ـ به نقل از کتاب مصدق و نبرد قدرت ـ همایون کاتوزیان ـ صفحه 468)

کاشانی در اواخر نخست وزیری مصدق عنوان داشت : «مصدق السلطنه هیچ اقدامی تاکنون در دوره نخست وزیری خود برای ایران انجام نداده است .» (منبع : مصدق و نهضت ملی ایران ـ انتشارات اتحادیه انجمن های اسلامی و دانشجویان ایران در اروپا 1357.)

مصدق خیانت کاری که هیچ اقدامی در دوره نخست وزیری خود برای ایران انجام نداد !!! این است عقیدۀ مخالفانش همچون کاشانی و ... .در ذیل قسمت های کوچکی از خدمات ، لوایح و اقدامات مرحوم مصدق ذکر می گردد که فقط در دورۀ 28 ماهۀ نخست وزیری اش انجام داده متاسفانه برخی از لایحه ها بعد از وقوع کودتای ننگین 28 مرداد 32 به اجرا در نیامد:

امورخارج از اختیارات :

 ـ تکمیل لوله کشی آب تهران

ـ تعیین کمیسیونی مرکب از دادستان کل کشور و 6 نفر از نمایندگان مجلسین برای تعیین تکلیف اوراق مکشوفه شرکت نفت سابق و تعقیب کسانی که به ضرر مملکت ارتباط نامشروع با بیگانگان داشتند.

ـ اجازه انتشار دو میلیارد ریال برگهای وام یکصد ریالی بعنوان  قرضه ملی برای تامین مخارج کلیه امور مربوط به اجرای ملی شدن  صنعت نفت.

ـ اجاره تحصیل 25 میلیون دلار اعتبار از بانک صادرات و واردات واشنگتن برای تامین هزینه  اجرای طرحهای کشاورزی و صنایع وابسته به کشاورزی و راهسازی و سایر طرحهای عمرانی مندرج در برنامه هفت ساله که اصل آن قبلاً به تصویب مجلس شورای ملی رسیده بود.

ـ قانون ملی شدن ارتباط تلفنی در سراسر کشور که از جمله هدفهای آن ایجاد شبکه تلفنی در قصبات و دهات کشور بود.

در امور کشاورزان :

ـ لایحه قانونی الغاء عوارض مالکانه در دهات

ـ لایحه قانونی ازدیاد سهم کشاورزان و سازمان عمران کشاورزی ـ تاسیس صندوق عمران و تعاون ده با تشکیل شورای ده .

ـ شورای دهقان (برای اداره امور صندوق دهستان)شورای عمران و تعاون و بخش ـ شورای عمران و تعاون شهرستان .

وظایف شوراهای مزبور ناظر بر تامین جمیع وسایل لازم برای بهبود زندگی کشاورزان بود از قبیل : تهیه آب، مشروب سالم ، ساختن خانه های ارزان ، تامین بهداشت ، نگاهداری
 و تربیت یتیمان و تامین معاش آنان ، دادن وام بدون سود یا سود نازل به کشاورزان برای تهیه وسایل کشاورزی ، احداث جاده ها و پلها ، تاسیس دبستان و دبیرستان ، ایجاد مراکز برق ، ترویج صنایع محلی ، احداث دبستانهای کشاورزی ، تأسیس درمانگاه و داروخانه، بیمارستان ، تاسیس شرکتهای تعاونی کشاورزی تولید و مصرف اعتبار.

ـ لایحه واگذاری باقیمانده وجوه دریافتی بابت صدی یک شورای کشاورزی به صندوق تعاون و عمران روستائی.

ـ لایحه معافیت صندوقهای روستائی و شرکتهای تعاونی از حق الثبت و عوارض تمبر سهام و مالیات

ـ لایحه منع قطع درخت و صدور چوب گردو و دریافت عوارض از چوبهای صادراتی.

ـ لایحه ثبت اراضی موات اطراف تهران بنام دولت و منبع قبول  تقاضای ثبت نسبت به اراضی بائر و موات

ـ لایحه معافیت بذر و نهال و قله از حقوق و عوارض گمرکی.

در امور فرهنگی و حمایت فرهنگیان و تعلیمات اجباری ـ دانشگاه :

ـ لایحه تشکیل شورای عالی فرهنگ برای نظارت در امور فرهنگی ـ اصلاح فرهنگ کشور،تنظیم شعارهای ملی ، اهتمام در تهذیب اخلاق عمومی.

ـ لایحه تشکیل کمیسیون ناظر خرج سهم فرهنگ از درآمد شهرداریها

ـ لایحه آموزش و پرورش عمومی

ـ لایحه طرح اجرای استقلال مالی دانشگاه

در اصلاح امور دادگستری ها و سازمان قضایی کشور ـ تامین امنیت قضایی :

ـ لایحه حذف محاکم اختصاصی از جمله دادگاههای نظامی

ـ لایحه تصفیه قضات (که به نحو مطلوب و امید بخشی اجرا شد ولی از 28 مرداد بهم خورد.)

ـ لایحه تفویض امور استخدامی قضات به هیأتی مرکب از رئیس دیوانعالی کشور ـ دادستان کل کشور دو نفر از رئیسان شعب دیوان کشور. (تضمین کننده استقلال قوه قضائیه بدین جهت که مانع دخالت  قوه مجریه در امور قضات می گردید).

ـ لایحه لغو قانون تفسیر اصل 82 متمم قانون اساسی (که در دوران دیکتاتوری قبل
 از شهریور 20 توسط داور به تصویب مجلس رسیده بود واستقلال قوه قضائیه و قضاوت
 را معدوم کرده بود).

ـ رسیدگی به صلاحیت اخلاقی قضات.

ـ ترمیم حقوق بازنشستگی قضات .

ـ سازمان اداره پزشکی قانونی.

ـ لایحه استفاده از قضات دیوان کشور به جانشینی اعضای غائب دادگاه انتظامی قضات.

ـ لایحه اصلاح قانون دادرسی مدنی.

 ـ لایحه  تعیین جرائمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت محاکم نظامی  می باشد
 و انحصار جرائم و تخلفات به امور ناشی از مسائل و تکالیف نظامی .

ـ لایحه مجازات قطع و تخریب وسائل مخابرات و برق برای جلوگیری از اخلال در نظم به مقاصد سیاسی

ـ لایحه نظارت بر سازمان ثبت اسناد و املاک.

ـ لایحه نحوه تعقیب استانداران و فرمانداران در محل خدمت.

ـ لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری.

در امور اقتصادی (براساس اقتصاد بدون نفت):

ـ لایحه تأسیس هیات نظارت صنعتی به منظور حسن اداره و توسعه و حمایت صنایع کشور.

ـ لایحه  تشویق صادرات.

ـ لایحه توسعه اکتشافات و استخراج معادن و برقراری روش واحد در استفاده از ذخائر معدنی.

ـ لایحه تأسیس پلیس گمرک برای کشف وجلوگیری از قاچاق واجرای قوانین اختصاصی گمرگی.

ـ لایحه تهیه وسایل مبارزه با قاچاق.

ـ لایحه اساسنامه شرکت ملی نفت ایران.

ـ لایحه افزایش سرمایه بانک.

ـ لایحه تأسیس بانک و توسعه صادرات.

در خصوص دارائی و امور مالیاتی :

ـ لایحه تشکیل کمیسیون های حل اختلاف مالیاتی

ـ لایحه مجازات مامورینی که از دادن مفاصا(صورت حساب) به مؤدیان خود داری نمایند

ـ لایحه  اصلاح قانون مالیات املاک مزروعی.

ـ لایحه مالیات بر اراضی .

ـ لایحه طرز رسیدگی به اختلافات مالیاتی

ـ لایحه وصول مطالبات غیر مالیاتی دولت.  

(هر یک از لوایح مزبور اثر قابل توجهی دربهبود امور مالیاتی داشت و امور آن براساس مصلحت دولت و مردم بود)

در مورد اصلاحات اداری و تعدیل بودجه اداری :

ـ لایحه بازنشسته کردن عده ای از کارمندان زائد و ناصالح در موسسات مهم سازمان برنامه شهرداری بهداری ، وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش بعدی)، دادگستری

ـ لایحه اجرای بودجه سازمانی وزارتخانه ها و بنگاههای دولتی برای طرد کارمندان ناشایسته و تشخیص کارمندان شایستۀ مشاغل مختلف توسط کمیسیونهایی مرکب از پنج نفر صاحب منصبان مورد اعتماد و بصیر به اوضاع و احوال کارمندان  در هر وزارتخانه.

در مورد تامین مسکن :

ـ لایحه افزایش مالیات مستغلات برای احداث خانه های ارزان.

ـ لایحه تاسیس بانک ساختمانی (برای نقشه برداری و تقسیم اراضی و ساختمان خانه
 و دادن وام مسکن).

ـ لایحه تعدیل اجاره بها به میزان ده درصد در مورد خانه ها و مغازه هائی که مال الاجاره آنها تا سه هزار ریال بوده

ـ لایحه انتقال وجوه فروش اراضی یوسف آباد به بانک ساختمانی.

در امور نظامی و ارتش :

ـ تبدیل نام "وزارت جنگ" به "وزارت دفاع ملی".

ـ لایحه اصلاح قانون ترفیعات ارتش

ـ لایحه تصفیه ارتش

ـ لایحه اصلاح قانون خدمت نظام وظیفه

ـ لایحه برقراری مستمری برای وراث افسران و درجه داران شهید و مقتول در راه انجام وظیفه

در امور بهداشتی و اجتماعی :

 ـ تصویب و اجرای لایحۀ مهم و مترقی "بیمه های اجتماعی"

ـ لایحه استخدام پرستاران فارغ التحصیل آموزشگاههای بهداری.

ـ لایحه تاسیس بنگاه کل دارویی ایران.

 ـ وصول عوارض از بنزین برای کمک به مستندان

در امور مطبوعات:

_تامین آزادی قلم و امنیت اربابان قلم

_لایحه دریافت خسارت نشریات توقیف شده(یعنی اگر نشریه ای بی جهت توقیف می شد باید خسارت مدت زمان تعطیلی خود رادریافت میکرد.)

(منبع مصدق و نهضت ملی ایران  ـ صفحات 95 الی 100) یا (روزنامه اطلاعات دوره سالهای 1330 الی 1332)

نگارنده مکرر اعلام می دارد که لوایح و اقدامات مزبور فقط گوشه ای از خدمات مرحوم دکتر محمد مصدق در دورۀ زمامداری ایشان است . تبعید مصدق بعد از محاکمه اش در احمد آباد و وحشت محمد رضا پهلوی از نام مصدق سبب شد که هیچ روزنامه ای هیچ نامی از وی ننویسد. از آن تاریخ تاکنون کوردلان و حسودان فرصتی پیدا کردند تا هر آنچه که خودشایسته آنند به مصدق نسبت دهند. به قول حکیم فرزانه طوس فردوسی بزرگ :

 بزرگــــــش نخوانند اهل خرد  

کـه نام بزرگان به زشتی برد

منابع و مآخذ :

ـ روزنامه کیهان نهم اسفند 1331

ـ روزنامه اطلاعات نهم اسفند 1331 چاپ دوم

ـ خاطرات شعبان جعفری ـ هما سرشار ـ چاپ اول 1380

ـ خاطرات و تألمات ـ محمد مصدق

ـ کاخ تنهایی ـ ثریا اسفندیاری

 ـ مجموعه مکتوبات ، سخنرانیها و پیامها ـ جلد سوم ـ محمد دهنوی

ـ مجله خواندنیها اردی بهشت 1332

ـ خاطرات نور الدین کیا نوری ـ چاپ اول ـ مؤسسه انتشاراتی و تحقیقاتی دیدگاه

ـ آیت ا... کاشانی و آخرین روزهای حکومت دکتر مصدق ـ انتشارات نیروی دریایی

ـ روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت

ـ روزنامه ایران ـ س 16 ـ ش 4556ـ سی تیر 1389

ـ روزنامه کیهان 23 شهریور 1332

ـ مصدق و نبرد قدرت ، همایون کاتوزیان

ـ مصدق و نهضت ملی ایران ـ انتشارات اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایران واروپا 1357

ـ دوره روزنامه اطلاعات سالهای 1330 تا 1331

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقبه بهانه سالروز ملی شدن صنعت نفت: از مصدق قهرمان تا مصدق خائن!
برچسب ها : لایحه ,مصدق ,کاشانی ,امور ,محمد ,منبع ,دکتر مصدق ,اسفند 1331 ,روزنامه کیهان ,محمد مصدق ,روزنامه اطلاعات ,لایحه اصلاح قانون ,لایحه تشکیل کمیسیون ,ان

دیدار اعضاء شورای شهر و جمعی از فعالان رسانه ای با پژوهشگر گیلانی

:: دیدار اعضاء شورای شهر و جمعی از فعالان رسانه ای با پژوهشگر گیلانی

محمود باقری خطیبانی نائب رئیس سابق شورای شهر، دکتر رضا رسولی رئیس کمیسون حمل ونقل و ترافیک شورای شهر رشت به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای در استان، با حضور در منزل آرش شعاع شرق، پژوهشگر حوزه گیلانشناسی دیدار کردند.


در ابتدای این دیدار آرش شعاع شرق با ارایه گزارشی از فعالیت های پژوهشی خود در سالیان اخیر پرداخت .
وی با بیان اینکه در دوره های دوم و سوم شورای شهر در حوزه های پژوهشی و گیلانشناسی کارهای در خور تقدیری انجام شد، تصریح کرد: شورای چهارم اسلامی شهر رشت، تا کنون نتوانسته آن گونه که باید و شاید در این حوزه ورود کند.
وی با اشاره به جمله ای از رابینو شرق شناس انگلیسی و نائب کنسول دولت بریتانیا در رشت که می گوید:«وقت کوتاه است و عمارات و ابنیه قدیم ویران و کتیبه ها و نقش ها محو می شود. پیران می میرند و اطلاعات خویش را با خود به سینه قبرستان می برند، پس باید هرچه زودتر به جمع آوری آثار و تحقیق و مطالعه کوشید که فرصت غنیمت است و از دست می رود.» اذعان داشت: با وجود تمام کارهایی که تاکنون صورت پذیرفته، هنوز بخش های زیادی از تاریخ رشت و استان گیلان ناگشوده باقی مانده و می طلبد که مسئولان مربوطه در این زمینه ورود جدی کنند.
رضا رسولی عضو شورای شهر رشت تحقیق های صورت پذیرفته توسط این پژوهشگر گیلانی را ارزشمند عنوان و خاطر نشان کرد: در این برهوت اسناد و مدارک جمع آوری اطلاعات از هویت شهری، ثبت و ضبط آن به صورت مکتوب کاری ارزشمند و قابل تقدیر است، اما بهتر است که آثار تالیف شده در این حوزه به طور مدون و منسجم جهت شناخت نسل جوان از پیشینه و تاریخ شهر منتشر شود.
این عضو شورای شهر رشت، با بررسی اسناد و فیش برداری های انجام گرفته از محلات و تاریخچه رشت توسط این پژوهشگر گیلانی، گفت: “اگر این آثار و زحمات رو میدیدم و مولف آن را نمی شناختم، فکر می کردم فردی شصت ساله با سالها تحقیق آن را جمع آوری کرده است.”
در خاتمه این دیدار محمود باقری خطیبانی نائب رئیس سابق شورای شهر رشت نیز اظهار داشت: ” تحقیق و قلم در این خانواده ریشه قدیمی دارد و نسل های قبل از آرش در این خانواده نیز فعالیت مطبوعاتی داشتند و توانستند در سطح ملی مقام های ارزنده ای کسب کنند و این باید قدر دانسته شود.”

 


منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقدیدار اعضاء شورای شهر و جمعی از فعالان رسانه ای با پژوهشگر گیلانی
برچسب ها : شورای ,گیلان ,تحقیق ,حوزه ,پژوهشگر ,صورت ,سابق شورای ,فعالان رسانه ,پژوهشگر گیلانی ,رئیس سابق ,نائب رئیس ,محمود باقری خطیبانی

خبر کذب یک پایگاه خبری گیلانی درخصوص آرش شعاع شرق و پایگاه خبری گیلان نو

:: خبر کذب یک پایگاه خبری گیلانی درخصوص آرش شعاع شرق و پایگاه خبری گیلان نو

چندی پیش یکی از پایگاه های خبری استان گیلان با انتشار یادداشتی تحت عنوان "چرا گیلان نو حرمت قلم و نام پدر را شکست"، مطالبی را به اینجانب و پایگاه خبری گیلان نو نسبت داد. از آنجایی که مبنای راه اندازی این وبگاه، درج یادداشت، تحلیل، پژوهش، دیدگاه ها، سخنرانی، عکس (و به طور خلاصه؛ کلیه مطالب) مربوط به اینجانب است و مقرر شد کلیه مطالبی که توسط دیگران درخصوص بنده نوشته و در نشریات یا سایت های غیر متشر می شودنیز در آن بارگذاری شود، مطلب یاد شده را فارغ از هرگونه دفاع و یا رد برای نمایش خوانندگان گرامی منتشر می نماید و قضاوت را بر آنان واگذار می کند.

vg6n_آرش-_شعاع_شرق_.png

آرشیو مطالب سایت گیلان نو در این مدت کمتر از یکسالی که از عمرش میگذرد نگاهی کردم؛ در آن چیزی نیافتم جز هتاکی, حرمت شکنی, استفاده از الفاظ رکیک غیرفرهنگی, تهمت و افترا زنی, شایعه پراکنی و تخریب.

با خود اندیشیدم که مسئول جوان این سایت (آرش شعاع شرق) که ۲۴ سال از عمرش میگذرد چرا به چنین شیوه رسانه ای اینچنین قبیح و ضدفرهنگی روی کرده است؟ پاسخی در ذهنم شکفت آن بود که او برخلاف پدرش (عباس شعاع شرق) که فردی اهل قلم و فرهنگ دوست بود و مفتخر به دریافت جوایز ارزشمندی هم در حوزه نویسندگی در سالهای دور شد؛ راهی دیگر را گزید راهی که حرمت قلم و ادب و فرهنگ و نام پدر را شکست و از شکافی در میان اختلافات سیاسیون گیلان بهره جست تا با استفاده از تیترها و اخبار و متونی غیرادبی و استفاده از واژه هایی که در کوچه و خیابان هم بردنشان عملی زشت و ناپسند تلقی میشود عرصه فرهنگی را به عرصه لمپنیزم رسانه ای بدل کند! آنهم با هدف بالابردن آمار بازدید سایتش و پراکندن این شعار که گیلان نو پربیننده ترین سایت خبری استان گیلان!!

و آیا این هدف و تبدیل شدن به یک مجله زرد اینترنتی! آنهم با یک سوژه!! میتواند در دل مردم فرهنگ دوست گیلان جایی داشته باشد؟!

این خشم و انزجار گیلان نو از سوژه خبری اش از برای چیست؟ این نفرت از کجا می آید؟ این ابزار دست جریان انحرافی؛ با چه هدفی مشغول کار است؟ آیا مسئول جوان سایت گیلان نو از بازیچه شدنش توسط جریان انحرافی که اخیرا خود را محور دینداری هم میپندارند آگاه است؟!

نویسنده این سطور اطمینان دارد که این جوان خود نیز نمیداند وارد چه بازی شده و نمیداند عروسکی در دست عروسک گردانی پلید گشته است! عروسک گردان و عروسک گردانانی که در پشت صحنه او را ملعبه خود قرار داده اند و روی سیاه خود را در نقاب کردار زشت و ناپسند این جوان پنهان کرده اند!

آنچه نگارنده این سیاهه از خواننده محترم میخواهد تحریم این سایت است. به هیچ روی هیچ مطلبی از این سایت خوانده نشود حتی در فضای شبکه اجتماعی.

فارغ از هر سمت و سوی سیاسی باید این روش غلط در جامعه با بازخورد منفی مردم روبرو شود تا دامان فضای اجتماعی از تنش و زشتی و بی فرهنگی پالوده گردد و جای این لفاظی های غیرمتمدنانه, نقد جایگزین گردد.

نقد هدفمند, با ادبیات فرهنگی که شایسته نام نویسندگان و خبرنگاران حقیقی است که هدفشان رشد جامعه است گردد. خبرنگاری آزاد, با اندیشه بلند برای توسعه فرهنگی وطن و نه به عقب برگرداندن فرهنگ عمومی جامعه به نقطه ای که در آن لمپنیزم حاکم است!



مدیرمسئول گیلان نو قضاوت را به شما خوانندگان عزیز واگذار می کند...

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقخبر کذب یک پایگاه خبری گیلانی درخصوص آرش شعاع شرق و پایگاه خبری گیلان نو
برچسب ها : گیلان ,سایت ,خبری ,پایگاه ,فرهنگی ,فرهنگ ,پایگاه خبری ,مسئول جوان ,فرهنگ دوست ,عمرش میگذرد ,خبری گیلان ,خبری استان گیلان

نامه شاعرِ خراسانی به آرش شعاع شرق / جلال دامن افشان

:: نامه شاعرِ خراسانی به آرش شعاع شرق / جلال دامن افشان

مقدمه: مدتها بود که مشغله زندگی و درگیری های شخصی و بی انگیزگی مجالی برای وبلاگ نویسی باقی نگذاشته بود. با این حال باز مطالبی که از خاطرات روزهای "هیجان!"، "دادگاه"، "بازداشت" و "بازجویی های مختلف" قابل و حائز به نوشتن بود را برای ثبت در آلبوم خاطرات، قلمی کرده و گهگاه اگر فرصتی بود به پژوهش میدانی و اسنادی در حوزه گیلانشناسی و محلاتِ زادگاهم پرداختم.

بعد از مدتها، متنی از سوی یک دوستِ هنرمند وشاعر خراسانی به دستم رسید. متنی که خستگیِ یکسال گذشته ام را از بین برد. چرا که با این کار معمای لاینحلی که مدتها ذهن ام را به خود درگیر کرده بود، حل شد. این نامه به من فهماند شاید با عشق، ذوق و تمام وجود برای افرادی بنویسی که در نزدیکی ات زندگی می کنند و آنها بجای نیکی پاسخ ات را با بدی بدهند و خیر ات را ناصواب جلوه دهند! اما هستند افرادی که کیلومتر ها آن سو تر، می بینند و اگر باز هم خلقی نبیند، کسی می بیند و اجر می دهد که از رگ گردن به انسان نزدیکتر است.

با تشکر از دوست خوب و مهربانم "جلال دامن افشان" عزیر که شرمنده محبت اش شده ام. یقیناً لایق و سزاوار اینهمه محبت نبوده و نیستم. عنقریب پاسخ خود، به نامه این دوست خراسانی را در وبلاگ روزنوشت ام منتشر می کنم.


آپلود عکس


درود آرش عزیز...
از وبلاگ قدیمی که با هم همسایه بودیم و گهگاه پنجره ای سوی هم می گشودیم ماه ها می گذرد(تقریبا دو سال و اندی)
ابتدا تو بی خانه شدی....
سپس من بی خانه شدم....
ابتدا راندند از خانه ات...
سپس مرا از خانه ام...
.
.
.
در این مدت، هر چند ماه یکبار می آمدم به خانه ات اما همیشه چشمانم را نوک شکسته قلمت می خراشید.
در بخش نظراتش نیز حرفهایی نابخردانه و ناسزاگونه از مردمانی که متوجه این نبودند که تو بخاطر خودشان در رنج افتاده ای، بیشتر رنجم میداد...
زیرا که "در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را...من درد مشترکم مرا فریاد کن..."
.
.
و خودم از امروز با هزار سختی برگشتم به خانه ام و بک آپ وبلاگم را بارگزاری کرده و کرکره ی مظلومش را بالا کشیدم...
و طبق عادت به دوستان لینک هایم سر زدم..
که این بار در کنار قلم شکسته، آدرسی زده بودی که خرسندم کرد.
لذا آمدم و دیدم این خانه را.
گرچه که نیک میدانم که نه خانه ی امروز من و نه این خانه ی تو، حتی ذره ای از خون سرخ قلب های ما و شعاعی از روشنای اندیشه هامان را بازگو نمی کنند.
اما
چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب
.
.
پس خوشآمد می گویم و امیدوارم سلامتی ات حفظ شود ای عزیز همراه...
زخم انگشتانت در چشمانم می سوزد..
و درد قلبت در وجدانم می دود...
و آتش کاروان غریب ات تمام سر و جانم را هشیار می کند.
جان گیلانی من!!!
از خراسان سلام ات میکنم...
.
.
بادرود
من فعلا در رنجها غرقه شدم و در انزوا رانده شده ام.
چون که گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زین پس ز بلبل سرگذشت.
.
.
برایم لحظه ای اشک بریز جان من.
شاید شعاعی از خورشید نجاتم دهد ازین کنج نمور سرکوب و استضعاف و سیاهی و تباهی.


29 فروردین 1395

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقنامه شاعرِ خراسانی به آرش شعاع شرق / جلال دامن افشان
برچسب ها : خانه ,نامه ,خراسانی ,کرده ,وبلاگ ,دامن افشان ,جلال دامن

خبر منتشره در تابناک گیلان درخصوص آرش شعاع شرق

:: خبر منتشره در تابناک گیلان درخصوص آرش شعاع شرق

چندی پیش پایگاه خبری تابناک گیلان با انتشار خبری تحت عنوان "دادگاهی شدن خبرنگار جنجالی"، مطالبی را تلویحاً و تصریحاً به اینجانب نسبت داد. از آنجایی که مبنای راه اندازی این وبگاه، درج یادداشت، تحلیل، پژوهش، دیدگاه ها، سخنرانی، عکس (و به طور خلاصه؛ کلیه مطالب) مربوط به اینجانب است و مقرر شد کلیه مطالبی که توسط دیگران درخصوص بنده نوشته و در نشریات یا سایت های غیر متشر می شودنیز در آن بارگذاری شود، مطلب یاد شده را فارغ از هرگونه دفاع و یا رد برای نمایش خوانندگان گرامی منتشر می نماید و قضاوت را بر آنان واگذار می کند.

n908_آرش-شعاع-شرق-تابناک-گیلان.png

تابناک گیلان: برابر اخبار واصله، این فرد از مسئول یک پایگاه خبری بدون مجوز ، شکایت کرد!

آرش.ش خبرنگاری که سابقه اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام را دارد و هتاکی های بسیاری را نسبت به مسئولین نظام جمهوری اسلامی داشته است و رابطه ای نیز با رسانه های ضد نظام و انقلاب دارد ، طبق احضاریه ای که از سوی شعبه چهارم دادسرای عمومی انقلاب شهرستان رشت دارد به اتهام "افترا” باید در دادگاه پاسخگوی اعمال مجرمانه خود باشد.

وی که در بین فعالان رسانه ای و طیف مردمی به اصلاح طلب فاسد شهره است،بنا به اظهار بسیاری از سربازان گمنام اقا امام زمان و بسیجیان عرصه جنگ نرم و مبارزان فتنه وی در حوادث ناگوار سال ۸۸ حضور چشمگیری داشته و در درگیری های سال ۸۸ اتش بیار معرکه بوده است و در تخریب شیشه های مغازه، ضرب و شتم سربازان نیروی انتظامی و حمله و زخمی کردن بسیجیان مدافع ولایت نقش اساسی و محوری داشته است.

چندی پیش این به اصطلاح خبرنگار ، توهین های زننده ای را در قالب یک متن به این مدیر خادم منتشر کرده بود. که توسط مراجع ذیصلاح در دست پیگیری است که امیدواریم در این مرحله نماینده دلواپس رشت همانند سنوات قبل بنفع این فرد فاسد ورود ننماید و مداخله قضایی نکند تا مسولین بتوانند با وی که فردی هتاک و لجام گسیخته است به سزای اعمال غیر اخلاقی اش برسانند...


قضاوت با خوانندگان گرامی...

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقخبر منتشره در تابناک گیلان درخصوص آرش شعاع شرق
برچسب ها : داشته ,نظام ,گیلان ,تابناک ,خبری ,تابناک گیلان ,خوانندگان گرامی ,پایگاه خبری

دو کاریکاتور در مورد سایت گیلان نو و آرش شعاع شرق در شبکه های اجتماعی!

:: دو کاریکاتور در مورد سایت گیلان نو و آرش شعاع شرق در شبکه های اجتماعی!
پس از اعلام غیر رسمی اسامی کاندیداهای تایید شده دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، یکی از کانال های تلگرامی با نام "شفاف نیوز" اقدام به انتشار تعدادی کاریکاتور کرد که ظاهراً دو مورد آن درخصوص سایت خبری گیلان نو و آرش شعاع شرق بود.
ازین روی اقدام به درج و نشر آن در این سایت نمودیم.


m0ul_آرش-شعاع-شرق-کاریکاتور_(2).jpg

id8f_آرش-شعاع-شرق-کاریکاتور_(1).jpg
منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقدو کاریکاتور در مورد سایت گیلان نو و آرش شعاع شرق در شبکه های اجتماعی!
برچسب ها : سایت

وقت آنکس خوش کزو آثار می ماند بجا!/نقد و بررسی کتاب "سیمای تئاتر رشت"

:: وقت آنکس خوش کزو آثار می ماند بجا!/نقد و بررسی کتاب "سیمای تئاتر رشت"

رشت مرکز استان گیلان به واسطه قرار گرفتن در مسیر پایتخت به انزلی و روسیه و کشورهای اروپایی زودتر از هر شهر و استان دیگری با فرهنگ اروپایی آشنا شد . هنر عکاسی ( که امروزه تبدیل به صنعت شده است ) ، اجرای نمایش ( که امروزه دستخوش تغییر و تحولات بسیار شده و به جای پیشرفت شاهد انحطاط آن هستیم ) و ... از مواردی است که گیلان زودتر از هر استان دیگری با آن آشنا شد.

g1tx_شعاع_شرق-_آرش-_شعاع_شرق-_آرش_شعاع_شرق_(6).jpg

امّا با گذشت بیش از یک قرن از پیدایش آنها پژوهشگر و یا پژوهشگران حرفه ای به خوبی این جریانات را مورد بررسی قرار نداده اند و یا اگر هم داده اند با غرض ورزی و اشتباهات فراوان انجام داده اند که نمونه بارز آن در زمینه تئاتر ، کتاب "تاریخ نمایش در گیلان " فریدون نوزاد است که تمام هدف گردآورنده از تالیف آن تخریب و تباه  کردن زحمات سید محمد رییس زاده است .

بررسی و چگونگی پیدایش هنر درگیلان و پیشگامان  آن منجمله تئاتر که  از بدو پیدایش آن تا کنون هنری زنده و جریان دار بوده ، کار پُرهزینه و وقت گیری است که علاوه بر حوصله و توانایی ، پایبندی به رسالت تحقیق می طلبد . چیزی که متاسفانه کمتر در میان محققان ما مشهود است ! یکی از کتابهایی که در زمینه تئاتر به زیور طبع آراسته شده است ، کتابی است با عنوان " سیمای تئاتر شهرستان رشت " تالیف یکی از بازیگران و کارگردانان تئاتر گیلان که در سال 88 چاپ و انتشار یافته است . این کتاب به زعم مولف آن ،  تاریخ تئاتر رشت از سال 32 تا 83 خورشیدی را باز گو می کند ! بهتر بود مولف آن به جای نام مزبور نامی دیگر بر روی آن می نهادند ، چرا که این کتاب فقط به شرح حال 12 تن از هنرمندان تئاتر رشت می پردازد ، که آنهم خود ، دارای اشکالاتی است که قید خواهیم نمود.

مولف به تعبیر خود نام تاثیر گذار ترین افراد در تئاتر رشت بین سالهای 32 تا 83 را به همراه کارنامه تئاتری آنها به رشته تحریر در آورده است ! امّا معلوم نیست که نام فریدون نوزاد که بعد از سال 32 هیچ گونه نقش و تاثیری در تئاتر رشت نداشته است را به چه دلیل آورده اند ؟ هر چند در صفحه 43 کتاب دلیل آن را اینگونه تشریح می کند :" ... به پاس زحمات بی شائبه و خستگی ناپذیر بزرگ مرد ادب و فرهنگ هنر گیلان و ایران که خود نیز سندی مستند بر تاریخ تئاتر گیلان و دلیل موجه ای است بر رشد و شکوفایی این هنر در پهنه سبزینه گیلان سرافراز ، استاد فریدون نوزاد را به علاقه مندان تئاتر معرفی تا این کتاب نیز سهم کوچکی نسبت به این (نامور معاصر ایران) ادا کرده باشد. " بهتر بود مولف به جای انتخاب نام "سیمای تئاتر شهرستان رشت " نامی نظیر "تاثیرگذاران تئاتر رشت به عقیده میرمعنوی!" را انتخاب می نمود ، چرا که با این کار ، حداقل خود را از موج نقدها و اتهامات مصون می داشت . وقتی که می نویسیم تئاتر رشت از 32 تا83 ، این تئاتر فقط به 12 نفر از هنرمندان ختم نمی گردد،جدای از آنکه مولف محترم تعمداً یا نا دانسته  نام بسیاری از هنرمندان تاثیر گذار را نیاورده اند ،باید یاد آور شد در کنار بازیگران همیشه عوامل دیگری نیز نظیر ؛ طراحان صحنه ، گریمور ها،نور پردازان و... حضور داشته و دارند که ایشان از درج نام و سوابق  آنها خودداری نموده اند و در صفحه 22 و 23 فقط به نام برخی از هنرمندان اشاره شده است و حاضر نشده که  نام بسیاری از هنرمندان را حتا بصورت فهرست کلی درج نماید ! از فعال ، تاثیر گذار و شاخصه ترین بازیگران که نامش اصلاً در کتاب نیامده می توان به زنده نام عباس امیری اشاره داشت ؛ از طرفی دیگر ، خواننده در کتاب مزبور حتا نام یک نفر از بانوانی که بین سالهای 32 تا82 در زمینه تئاتر در رشت فعالیت داشت را نمی تواند پیدا کند!

به جرات می توان گفت در نگارش این کتاب ساده ترین روشهای تحقیق رعایت نشده است . بطور مثال نداشتن نمایه ، که از مهمترین اصول تالیف کتب تحقیقی است و یا به کار بردن الفاظ و القابی نظیر استاد (صفحه41 و صفحات دیگر) ، آقایان ، آقای ( در بسیاری از صفحات ) و اینگونه واژگان که حد اقل در کتب تحقیقی از آنها استفاده نمی شود .

میر معنوی به عنوان مولف حتا بعد ازتایپ مطالب زحمت دوباره خوانی و غلط گیری آن را نیز به خود نداده است ! بطور مثال صفحه 22 به جای واژه مرحوم محمد حسن میلانی نوشته اند محروم ! در صفحۀ 43 در بیو گرافی نوزاد می نویسد : "درسالهای فعالیت نمایشی خود ، نمایشنامه های زیادی را کارگردانی و اجرا نمود که چند نمونه برجسته آن را می توان نام برد ..." میر معنوی بعد از نام بردن چند نمایشنامه اجرا شده از فریدون نوزاد ، تالیفات وی را نیز به اشتباه در فهرست نمایشنامه های او می نویسد ! در صفحه 50 در بیوگرافی فرامرز بهبود می نویسد : "فرامرز بهبود در آذر سال 1382 به استخدام آموزش و پرورش در آمد..." که ظاهراً سال 1328 صحیح است ،صفحه 135 نمایشنامه نازنین و امید را می نویسد " نازنین و اسیر " و یا صفحه 94 نمایشنامه "ماه در کایلنامو می درخشد " را می نویسد "ماه در کاملینامو می درخشد " درسر تا سر  صفحه 135 نام "غلامحسین ساعدی" را به اشتباه "ساعی" نوشته است !

صفحه 24 پاراگراف سوم ، می نویسد "... این گروه کوچک ، اولین تماس را با نام (حاجی آقا ) برای دانش آموزان و اولیاء به معرض اجرا گذاشتند" که ظاهراً منظورش از تماس ، نمایش بود ! و یا در صفحه 102 کتاب در بیو گرافی علیرضا پارسی می نویسد :"آشنایی من (راقم) با علیرضا پارسی به سالهای 1336 بر می گردد. " اول اینکه که پارسی متولد سال 1338 است حال چگونه میرمعنوی دو سال قبل از تولد پارسی با او دوست بود !؟ خدا می داند ! دوم اینکه مولفِ یک کتاب تحقیقی ، در بیو گرافی تمام نفرات از رفاقت و دوستی خود با آنها نمی نویسد ، چرا که از ارزش آن می کاهد . در پاره ای از موارد جمله بندی کتاب نیز دارای اشکالاتی است که بهتر بود قبل از چاپ ، اصلاح می شد ، بطور مثال ؛ "بعد از آنکه من ِ بنده "(ص 23) و چند مورد جزئی دیگر که از ذکر آنها خود داری می کنیم .

خواننده در بسیاری از موارد که کتاب را ورق میزند  احساس می کند که دفتر انشاء  یک دانش آموز اول راهنمایی را می خواند ! چرا که مولف در برخی موارد در بیوگرافی افراد از قلمی انشاء گونه استفاده می کند ، بطور مثال ؛ صفحۀ 82 در بیو گرافی زنده یاد فرهنگ دلجوی توحیدی (کارگردان و بازیگرتئاتر) اینگونه متن را آغاز می کند : " یک خبر رعشه ای بر اندامم انداخت ، کسی در میان خون و آتش گم شده است .

او فرزند عشق است . می شناسمش ، چه نشانه آشکاری ، او همسفر عشق است ، مردی که با قامتی بلند و استوار و چهره ای آراسته امّا خسته و چروکیده در جست و جوی حقیقت بود ..." آیا به راستی در کتابهای تحقیقی چنین سبکِ نوشتنی به کار لطمه وارد نمی کند؟ از دیگر اشکالاتِ بخش زندگی نامه دلجوی توحیدی این است که بعد از آن همه آسمان به ریسمان بافتن ، تاریخ فوت وی را نمی نویسد !

یکی از مشکلاتی که همیشه گریبان گیر محققان ما بوده ، خود سانسوری است ! که میر معنوی نیز از این قاعده مستثناء نیست ! چرا که میر معنوی صفحۀ 51 در مورد فرامرز بهبود می نویسد " سر انجام تنگ نظران و حاسدان تاب تحمل او را نداشته و زمینه ای فراهم ساختند تا وی به دیار غربت هجرت کند !" چرا هنوز این عادت بد را کنار نگذاشته ایم که حقیقت را بگوییم ؟! چرا همیشه با طفره رفتن می خواهیم برخی موضوعات را بپوشانیم و فضا را مه آلود کنیم ؟

به راستی چرا مولف بی پرده به افشای حقایق نپرداخته است ؟و در ذهن خواننده  شک و شُبهه ایجاد می کند؟ بعد از گذشت سه دهه از مهاجرت فرامرز بهبود چرا مبهم سخن می گوید؟

میر معنوی در صفحۀ 24 می نویسد : " به موازات فعالیت تماشاخانه گیلان ، آقای فرامرز بهبود که به تازگی دوره آموزش بازیگری عملی را زیر نظر هنرمند توانای تئاتر گیلان فریدون نوزاد به پایان رسانیده بود در سال 1335 به معاونت دبستان صدیق اعلم برگزیده شد و ... "

اولاً باید دانست که شروع فعالیت تئاتری بهبود به سالهای 1317 باز می گردد (یعنی تقریباً همزمان با فریدون نوزاد تئاتر را شروع نمود) و دوره ای که نزد نوزاد کلاس تئاتر می رفت دهۀ 20 بود و گمان نمی رود این موضوع به سال 35 که نوزاد سه سالی از کناره گیری اش از تئاتر می گذشت ربطی داشته باشد .

مولف در شناسه کتاب نام ویراستاران  آن را لیلا گودرزوند و محمود نیکویه نوشته است ! که این موضوع نیز طی تماس با نیکویه تکذیب شد! ایشان عنوان داشت " که بنده فقط مقدمه ای بر کتاب نوشتم و اگر ویراستار آن بودم کتاب اشکالات فراوانی داشت و نمی گذاشتم که با آن اشکالات به زیر چاپ برود . " آری ... ظاهراً مولف با آوردن نام نیکویه (محقق و گیلان شناس) در شناسه به عنوان ویراستار قصد داشت تا بر ارزش و اعتبار آن بیافزاید .

مولف محترم در بخشی از کتاب می نویسد " دو کتاب ، تاریخ تئاتر استان گیلان را رقم می زند ، تاریخ نمایش در گیلان به قلم فریدون نوزاد و تاریخچه تئاتر گیلان نوشته علی حاج علی عسکری ، با تعمق و مرور بر سیر تحقیقاتی نویسندگان مذکور و بررسی چگونگی ثبت و ضبط اوضاع و احوال تاتر شهر رشت ، آشکار می گردد که توجه نویسندگان یاد شده ، عمیقاً به شهر رشت به عنوان مرکز استان گیلان معطوف بوده و دقیقاً هدف از آن بازتاب و انعکاس رخدادهای نمایشی و فراز ونشیبهایش در گذر تاریخی مد نظر بوده است .

بنابر این نه یادی از هنرمندان و عاشقان سوخته دل شهرستانی است و نه نشانی از حضور آنها به عنوان خانواده تئاتر ، در تکوین و تکمیل شناسنامه تئاتری استان گیلان .

با تمام تلاشی که مولفین کتابهای یاد شده از خود نشان داده اند لیکن موفق نگشتند ، حاصل رنجها و زحمات پویندگان و نام آوران تئاتر شهرستان را در تاریخ گیلان منعکس کنند . این نقیصه و خطاء سبب گردید تا تکوین و تدوین تاریخ نمایش در گیلان نا تمام باقی بماند . با درک و فهم این مشکل سعی شد تا جبران مافات شده و ( سیمای تئاتر گیلان ) جولانگاه مناسبی گردد برای بزرگان فکر و اندیشه و هنرمندان شهرستانی . صص18و 19."

ظاهراً مولف محترم  تا کنون کتابهایی که نام برده اند را نخوانده اند و یا اگر خوانده اند ، از خاطر برده اند که کتاب فریدون نوزاد به تاریخ تئاتر قبل از کودتای ننگین 28 مرداد 32 می پردازد و در آن کتاب هرچند بسیاری از موضوعات تحریف شده است اما مولف آن ،  نام بسیاری از هنرمندان تئاتر و موضوعاتی را آورده اند که در منبع دیگری نمی توان یافت . در مورد کتاب حاج علی عسکری نیز باید تاریخ چاپ آن را مد نظر داشت .

عسکری سال 59 کتاب خود را چاپ و منتشر نمود زمانی که آقای مولف "سیمای تئاتر رشت" هنوز در تهران به سر می برد و 6 سال بعد از تالیف آن به رشت مهاجرت نمود . نکته بعد اینکه کتاب عسکری به تاریخ تئاتر گیلان از پیدایش تا بعد از اضمحلال تماشاخانه گیلان می پردازد .واز طرفی  شروع فعالیت عسکری نیز از سالهای 35 و 36 بوده و و این موضوع که مولف در صفحه 89 می نویسد " عسکری را باید تاریخ مجسم تئاتر گیلان پس از انقلاب اسلامی ایران دانست "  نادیده گرفتن 22 سال زحمات و  فعالیت مستمر عسکری قبل از انقلاب 57 است .

مولف که خود را با بزرگان و سوخته دلان تئاتر جمع می بندد چرا فهرست کاملی از کارهای تئاتری که در آن بازی نموده و یا خود به عنوان کارگردان به روی صحنه برده است را لحاظ ننموده اند ؟ و بر این شائبه که ایشان در سالهای قبل از انقلاب فعالیت هنری مستمری  نداشته اند دامن می زند!

مولف در صفحه 52 کتاب از زبان فرامرز بهبود می نویسد :" فکر می کنم که لازم است جهت روشن شدن حقایق برای آن دسته از هنرمندان و محققینی که تئاتر گیلان را مد نظر دارند و به سیر تاریخی آن علاقمندند به این نکته اشاره نمایم که کتابی تحت عنوان ( تاریخچه تئاتر گیلان ) به قلم حاج علی عسکری شاگرد قدیمی این حقیر و از اعضاء نخستین گروه نمایشی گیلان ، در سال 1359 چاپ و منتشر شده که نمی دانم به چه انگیزه و پا روی حقایق انکار نا پذیر گذاشته و زحمات هنرمندان گروه نمایشی گیلان را کم رنگ و نا دیده انگاشته است ، که امیدوارم جنابعالی ( رضا میر معنوی ) مولف کتاب سیمای تئاتر گیلان ، با شناختی که از حضرتعالی دارم و با قبول مسئولیت سنگینی که برای گرد آوری مطالب مربوطه به مسائل تئاتر و فراز و نشیب هایی که در راه آن موجود بوده و خواهد بود ، نموده اید ، تمام جد و جهد خویش را جهت تهیه اطلاعات و مدارک صحیح به کار برده ، تحت تاثیر نفوذ و مقام احدی قرار نگیرید .

تا از این طریق بتوانید خدمتی به خدمت گزاران حقیقی و حقوقی دنیای بازیگری انجام دهید ."

متاسفانه مولف محترم موضوعی را در کتاب خود عنوان داشته اند که طرح آن در کتاب تالیفی شان چندان جالب و  خوشایند نیست و می توانست در قالبی دیگر و  در جایی دیگر مطرح شود. از سوی دیگر ایشان یک طرفه به قاضی رفته اند و به عنوان کتاب عسکری توجه ننموده اند ، کتاب عسکری " تاریخچه تئاتر گیلان " نام دارد ، نه " بهبود نامه " که بخواهد تمامی کتاب را به فعالیت های فرامرز بهبود اختصاص دهد .  اگر عسکری پا روی حقایق انکار نا پذیر گذاشته و زحمات هنرمندان گروه نمایشی گیلان را کم رنگ و نا دیده انگاشته است چرا خود مولف کتاب " سیمای تئاتر رشت " زحمات دیگر هنرمندان را بیشتر نادیده گرفته اند و حتا نامی از آنها نیاورده اند ؟

هر چند که کتاب ایشان آنقدر پُر از اشکال و ایراد است که اگر بخواهیم موشکافانه به نقد و بررسی آن بپردازیم خود کتابی جدا گانه می شود . امّا در پایان ...علیرغم توصیه های بهبود به آقای مولف مبنی بر اینکه " تمام جد و جهد خویش را جهت تهیه اطلاعات و مدارک صحیح به کار ببرید ، تحت تاثیر نفوذ و مقام احدی قرار نگیرید " این نکته مبهم است ایشان تحت تاثیر چه چیزی قرار گرفته اند که زحمات بسیاری از فعالان تئاتر در رشت را نادیده گرفته اند ؟! به هر حال به مولف محترم خسته نباشید عرض می کنیم .

امّا نباید فراموش نمود که شاعر نکته پردازی می گوید : " هیچ کار از سعی ما، چون کوهکن صورت نبست / وقت آنکس خوش کزو آثار می ماند بجا " چه زیباست که اگر قرار است از کسی اثر و یا آثاری بجا بماند، آن اثر به گونه ای باشد که آیندگان از صاحب اثر به نیکی یاد کنند . چنگیز هم از خود آثار بجا نهاد، امّا... .

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقوقت آنکس خوش کزو آثار می ماند بجا!/نقد و بررسی کتاب "سیمای تئاتر رشت"
برچسب ها : تئاتر ,کتاب ,گیلان ,مولف ,نویسد ,هنرمندان ,تئاتر گیلان ,فریدون نوزاد ,سیمای تئاتر ,فرامرز بهبود ,بطور مثال ,گروه نمایشی گیلان ,کتاب سیمای تئاتر ,

یک مرده ی سیاسی در مجلس جز بوی تعفن، دستاوردی برای نظام و مردم نخواهد داشت!/ به لیست کامل اصلاح طلبان رای نمیدهم

:: یک مرده ی سیاسی در مجلس جز بوی تعفن، دستاوردی برای نظام و مردم نخواهد داشت!/ به لیست کامل اصلاح طلبان رای نمیدهم

به گزارش گیلان نو به نقل از گیلان نوین، انتشار لیست انتخاباتی، حمایتی منسوب به اصلاح طلبان، واکنش های متعددی را به همراه داشت.
در همین راستا آرش شعاع شرق روزنامه نگار و فعال اصلاح طلب با بیان اینکه بنده به لیست اصلاح طلبان و عقیده آنان احترام می گذارم تصریح کرد: ولی به عنوان یک فرد حقیقی و شهروند با گرایش “ملی، مذهبی” و “اصلاح طلبی” به لیست کامل آن رای نخواهم داد.


وی ادامه داد: سلامت، صداقت و اخلاق مهمترین رکن انتخاب یک کاندیدای مجلس برای بنده است، اما متاسفانه یکی از کاندیداهای مورد حمایت نه تنها سلامت، اخلاق و صداقت ندارد، بلکه بویی از مردانگی و جوانمردی نیز نبرده کارنامه عملکردی وی در حوزه های مختلف بیانگر نمره مردودی است.
شعاع شرق با بیان اینکه، بنده از تسامح و تساهل هیئت نظارت در تایید صلاحیت چنین شخصیت هایی در اندیشه ام ادامه داد: مجلس امروز نیاز به افرادی دارد که تا پای جان پیگیر حقوق مردم حوزه انتخابیه خود باشند نه اینکه برای گرفتن امتیاز و یا پست مدیرکلی برای نورچشمی های خود به دفاع از دولت بپردازند و وکیل الدوله شوند!
این فعال رسانه ای افزود: سالیان درازی است که از دوران وکیل الدوله ها گذشته، اما متاسفانه باز کسانی هستند که تفکر وکیل الدوله ای را برای عزیزالدوله شدن در سر می پرورانند و با افتخار خود را وکیل الدوله می دانند و افتخارشان بر این است که به هر قیمتی ملیجک و مقرب دولت شوند!
وی ادامه داد: کسانی که حاضرند رای دهها هزار زن و مرد جوان که با هزار امید و آرزو پای صندوق های رای می آیند را به یک پست ناچیز مدیریتی برای اقوام خود بفروشند و معامله کنند، قابل اعتماد نیستند و هر کار دیگری نیز ممکن است از آنها سر بزند.
شعاع شرق در خاتمه اذعان داشت: اینکه فقط معیار و مبنا بر این باشد، فردی با هرگرایش، عقیده و کارنامه ای، چون شناخته شده است و ذره ای شانس برای پیروزی در انتخابات دارد، در لیست یک طیف خاص قرار بگیرد، به دور از عقلانیت و خرد است و کسانی که به رای مردم پایبند نباشند شرافت و تقوا را زیر پا می گذارند و این به منزله مرگ سیاسی انسانیت است و یک مرده ی سیاسی در مجلس جز بوی تعفن دستاوردی برای نظام و مردم نخواهد داشت.پایان پیام/

پیوند به سایت های گیلان نو، گیلان نوین ،

منبع : روز نوشت آرش شعاع شرقیک مرده ی سیاسی در مجلس جز بوی تعفن، دستاوردی برای نظام و مردم نخواهد داشت!/ به لیست کامل اصلاح طلبان رای نمیدهم
برچسب ها : لیست ,گیلان ,مجلس ,الدوله ,وکیل ,اصلاح ,وکیل الدوله ,مردم نخواهد ,نخواهد داشت ,برای نظام ,دستاوردی برای